امروز : يكشنبه 28 آبان 1396
تماس با ما: (021) 77 165 937

برند محصولات

آموزش تعمیر تلویزیون مقدماتی قسمت دوم

 

آموزش تعمیر تلویزیون مقدماتی قسمت دوم

انتشار امواج تلویزیونی و دریافت آنها

حالا كه اطلاعاتي از نحوه ارسال تصاوير در تلويزيون بدست اورديد جا دارد اشاره اي هم به نحوه انتشار امواج داشته باشيم تا بريم سر اصل مطلب گيرنده هاي تلويزيوني :
الف :نحوه انتشار امواج :
امواج راديويي از آنتن فرستنده بصورت خط مستقيم دور مي شوند اما بعضي از امواج با فرکانس هاي بخصوص داراي خاصيت انعکاسي يا انکساري از طبقات بالاي جو يا اجسام ديگر مي باشند .
آنتن هاي فرستنده زميني َ دو موج را ارائه مي دهند يکي موج زميني که در امتداد سطح زمين حرکت مي کند و ديگري موج آسماني که در قسمت بالاي جو عمل انتشار را انجام مي دهد .شدت موج زميني با دور شدن از آنتن فرستنده بخاطر جذب انرژي توسط زمين بتدريج کم مي شود . افت موج زميني با اضافه شدن فرکانس افزايش مي يابد و بالاتر از ?/? مگاهرتز اين افت خيلي زياد مي شود.در موج آسماني وقتي به لايه يونسفر جو برسد ممکن است در نتيجه خاصيت انکساري خم شده و به سمت زمين برگردد که بستگي به غلظت و عمق طبقه يونسفر دارد و در حقيقت موج آسماني در فاصله هاي خيلي دور از فرستنده به زمين بر مي گردد که اين خاصيت اساس ارتباطات راه دور است .

هرچه فرکانس موج زياد تر باشد اين خاصيت انعکاسي يونسفر کمتر مي شود بطوريکه امواج باند ( VHF ) به ندرت منعکس مي شوند و امواج باند ( UHF ) به راحتي از يونسفر رد مي شوند عملا دريافت موج در نتيجه انکسار و انعکاس امکان پذير است . تحت بعضي شرايط دمايي لايه تروپسفر جو که از لايه هاي پايين اتمسفر مي باشد روي امواج VHF اثر مي گذارد که اين امواج تا مسافات خيلي دور منتشر مي گردند . چنين دريافت غير عادي بوسيله تغييرات تناوبي هوا بوقوع مي پيوندد .در حال حاضر انتقال امواج تلويزيوني از فرستنده به دو طريق صورت مي گيرد :
1 - انتقال از طريق تکرار کننده هاي زميني ( رله ها )
که در اين نوع از فرستنده اصلي و به فاصله هاي معيني در نقاط مرتفع تکرار کننده هايي نصب مي شود که امواج را از فرستنده دريافت و به مناطق مورد نظر مي رسانند . در اين روش بعضي از نقاط که اصطلاحا بعنوان نقاط کور از آن ها ياد مي شود قادر به دريافت برنامه هاي تلويزيوني نيستند که گاهي بعلت نياز به تکرار کننده هاي زياد تحت پوشش قرار دادن آن مناطق از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نيست همچنين در هر مرحله تکرار مقداري از کيفيت تصوير اصلي کاسته مي شود .

2 - انتقال از طريق ماهواره :

استفاده از ماهواره در سال هاي اخير بسيار زياد شده است که موارد ذيل را مي توان بعنوان محاسن استفاده از ماهواره ذکر کرد :
ــ با بهره گيري از ماهواره ديگر هيچ نقطه کوري متصور نيست چون حتي مناطقي که کاملا در بين کوه ها محصور هستند به راحتي تحت پوشش ماهواره قرار مي گيرند .
ــ با استفاده از ماهواره بعنوان تکرار کننده کيفيت تصاوير بسيار خوب است چون بين فرستنده اصلي و گيرنده فقط يک رابط يعني ماهواره وجود دارد .
ــ تعداد کانال هاي بسياري بطور همزمان ميتواند توسط يک ماهواره ارسال شود و يک ماهواره به راحتي چندين کشور را تحت پوشش قرار مي دهد .
تعداد سطر هاي تصوير
تعداد اين سطر ها در استاندارد هاي مختلف متفاوت است . مثلا در اروپا 625 - امريکا525- انگليس 405 - فرانسه 819 سطر است . هرچه تعداد سطر هاي تصوير بيشتر باشد وضوح تصوير بيشتر و تصوير به واقعيت نزديکتر است . در سيستم تلويزيوني ايران استاندارد 625 سطر انتخاب شده است . در لامپ تصوير تلويزيون شما و همينطور دوربين فرستنده در هر ثانيه 50 بار تصوير از بالا به پايين جاروب مي شود . منتها در هر ثانيه 50 تصوير يک خط در ميان يعني 25 تصوير کامل تشکيل مي شود . به اين معني که ابتدا سطر اول بعد سطر سوم بعد پنجم و .... تا آخر جاروب مي شود و در جاروب بعدي خط هاي جا افتاده يعني سطر دوم ــ چهارم ــ ششم و .... جاروب مي شوند ولي براي چشم انسان 50 تصوير در ثانيه مشابه سازي مي شود .

مشخصات يک کانال استاندارد
محدوده فرکانسي اشغال شده توسط سيگنال هاي مدوله شده صوت و تصوير را يک کانال تلويزيوني مي گويند .
کانال هاي استاندارد تلويزيون
در استاندارد CCIR_B در محدوده VHF يازده كانال در باند هاي I و III و درمحدوده UHF جهل و هشت كانال در دو باند IV و V ( باند چهار و پنج ) استفاده مي شوند كه در جدول شماره 1 نشان داده شده است .آنتن و مدار هاي وابسته به آن وظيفه اصلي آنتن دريافت امواج حامل صوت و تصوير است . انتخاب نوع آنتن بستگي به شرايط سيگنال - محل - امكانات و .... دارد كه مهمترين مشخصه اي كه معمولا بايد مورد توجه قرار گيرد نوع باند مورد استفاده است . آنچه مسلم است آنتن باند يك يعني كانال هاي ( 4 - 3 - 2 - ) فقط مناسب همين باند است و براي باند III و باند UHFمناسب نيست . هرچه فركانس موج بالاتر باشد طول موج كوتاه تر مي شود و بالعكس . مي دانيم باند I (يك) تلويزيون داراي فركانس كمتر از باند III است پس طول موج آن بلند تر است و براي دريافت آن كانال ها آنتني با شاخه هاي بلند تر مورد نياز است . طول شاخه هاي آنتن باند III كمتر از باند يك و طول شاخه هاي آنتن باند UHF خيلي كمتر از دو نوع قبلي است . پس اولين مشخصه اي كه بايد در نظر داشت اين است كه چه كانالي را مي خواهيم دريافت كنيم و به تناسب از آنتن همان باند استفاده كنيم .چون در كارخانه طول هر كدام از ميله ها و همچنين فاصله بين آن ها براي باند مخصوص دقيقا محاسبه مي شود بنابر اين از دستكاري و اضافه و كم كردن قطعات بنا به سليقه بايد خودداري شود .با از بين رفتن يک نيمه از عنصر هدايت کنده اثرات تداخلي زياد شده و بهره را کمي کاهش مي دهد.

کابل
کابل مورد استفاده بر دو نوع مي باشد . نوع دو سيمه که داراي امپدانس 300 اهم است و در تلويزيون هاي سياه و سفيد استفاده مي شود و کابل هم محور يا کواکسيال ( براي تلويزيون هاي رنگي )که داراي امپدانس 75 اهم است و داراي يک مغزي است و يک شيلد که حفاظ سيم مغزي مي باشد . چنانچه ورودي تلويزيون 75 اهم بوده و لازم باشد از کابل کواکسيال استفاده شود حتما مي بايست آنتن مجهز به بالون تطبيق که اصطلاحا به آن مچينگ مي گويند باشد .
تيونر
کار تيونر دريافت سيگنال ضعيف از آنتن و تقويت آن و انتخاب کانال دلخواه است . اغلب تلويزيون ها علاوه بر تيونر ( وي اچ اف ) داراي تيونر جداگانه اي براي محدوده ( يو اچ اف ) هستند .اين تيونر ها براي جلوگيري از تشعشع و يا تداخل و ممانعت از تاثير فرکانس هاي ديگر هر يک داخل محفظه اي فلزي تعبيه مي شوند .
طبقه IF وآشکار ساز تصوير ( picture IF & detector section )
وقتي کانال توسط تيونر انتخاب شد يعني يک فرکانس خاص اجازه عبور پيدا کرد بايد بيشتر تقويت شود که اين وظيفه بر عهده اين طبقه از تلويزيون است . IF اول کلمات Inter frequency به معني فرکانس مياني است . در اين طبقه حامل IF تصوير حدود ده برابر نسبت به حامل IF صوت بيشتر تقويت مي شود . در بخش آشکار ساز سيگنال تصوير و صوت که روي موج حامل سوار بودند اينجا بايد به اصطلاح پياده شوند و هر کدام به طبقه بعدي براي تقويت نهايي اعمال شوند ....

طبقه AGC (كنترل خودكار ضريب تقويت )
همانطور كه قبلا گفته شد گيرنده تلويزيون در تمام مدت تحت كنترل فرستنده است و به همين منظور اطلاعات خاصي براي كنترل روي موج حامل كه به آنتن مي رسد سوار شده اند . يكي از اين موارد كنترل ضريب تقويت امواج دريافتي است . موج دريافتي فقط بايد تا حد معيني تقويت شود و گرنه در اثر تقويت زياد پالس هاي همزماني دچار اشكال مي شوند و همزماني تصوير به هم خورده و مشكلات ديگري نيز پديد مي آيد ، اگر اطلاعات رسيده به آنتن ضعيف باشد اين مدار اجازه تقويت بيشتر را مي دهد ولي اگر اطلاعات خيلي قوي باشد بايد تقويت كمتري صورت گيرد.زماني كه قدرت امواج ورودي به آنتن خيلي زياد باشد تنها كنترل ضريب تقويت طبقات IF

كافي نيست و احتياج است كه ضريب تقويت تقويت كننده RF در طبقه قبل يعني تيونر هم كنترل شود كه AGC اين كار را هم بطور اتوماتيك انجام مي دهد
طبقه تقويت تصوير و لامپ تصوير Video section & picture Tube) )ديديم كه در طبقه آشكار ساز ، سيگنال تصوير از موج حامل جدا شد ولي اين سيگنال براي اينكه به لامپ تصوير اعمال شود هنوز ضعيف است وبايد تقويت شود . الآن اين اطلاعات حدوديك ولت قدرت دارند در حاليكه براي اعمال به لامپ تصوير بايد حدود 50 تا 100 ولت قدرت داشته باشند . در اكثر تلويريون ها كنتراست تصوير قابل تنظيم است و بوسيله يك پتانسيومتر كه در اختيار استفاده كننده مي باشد تغيير مي كند ( در تلويزيون هاي جديد اين كنترل هابوسيله دكمه هايي روي ريموت كنترل قابل تنظيم است ) در اصل ما با تنظيم اين پتانسيومتر ميزان تقويت را كم يا زياد مي كنيم تا تصوير ايده آل بدست آيد.در اين قسمت بايد از ورود سيگنال صوتي ايجاد شده در آشكار ساز به طبقه تصوير ممانعت شود چون با ورود اين سيگنال ها تصوير ما دچار اختلال خواهد شد به همين منظور از يك مدار هماهنگ بازدارنده استفاده شده كه به آن تله IF تفاضلي گفته مي شود (Intercarrier Trap ) كه مانع ورود اين سيگنال ها به طبقه تقويت تصوير مي شود.

لامپ تصوير تلويزيون و مدار هاي وابسته
اطلاعات تصوير توسط طبقه تقويت تصوير به اندازه كافي تقويت شده و آماده اعمال به لامپ تصوير هستند . در اينجا بهتر است در باره ساختمان لامپ تصوير مختصري توضيح داده شود.

لامپ تصوير داراي دو جزء اصلي است :
1 – الكتروگان Electro Gan كه وظيفه تهيه شعاع الكتروني را بر عهده دارد و از فيلامان ، كاتد ، شبكه كنترل آند شتاب دهنده ، آند كانوني و آند اصلي تشكيل شده است.

قسمت شيپوري لامپ تصوير كه در جلو آن قرار دارد و در تلويزيون هاي سياه و سفيد جدار داخلي آن از ماده فسفر سانس پوشيده شده است . جدار داخلي و خارجي قسمت شيپوري از لايه زغالي ( گرافيت ) پوشيده شده كه هادي مي باشد . جدار خارجي به شاسي تلويزيون متصل مي شود اما جدار داخلي به آند دوم كه همان آند اصلي لامپ تصوير است متصل است . در خروجي طبقه افقي ولتاژ خيلي زياد ( High voltage ) ساخته مي شود كه توسط كابل « هاي ولتاژ » به محلي به نام اكودك( Aquadag ) به جدار خارجي لامپ متصل مي شود . محل اتصال كابل « هاي ولتاژ » به لامپ قابل جدا شدن است كه بخاطر جلو گيري
از ايجاد جرقه و برق گرفتگي داراي پوشش پلاستيكي است كه به آن پستانك «هاي ولتاژ » مي گويند .مقدار ولتاژ ايجاد شده در اين قسمت براي تلويزيون هاي سياه و سفيد معمولي بر حسب اندازه آن ها بين 9 تا 20 هزار ولت است . سيم پيچ هايي كه دور گردن لامپ تصوير تعبيه شده اند به يوك ( ( Yoke معروف هستند كه وظيفه آن ها انحراف افقي و عمودي شعاع الكتروني است كه از كاتد پرتاب مي شود.سيگنال تصوير كه از طبقه تقويت تصوير خارج مي شود به كاتد و يا شبكه كنترل لامپ تصوير اعمال مي شود و اين سيگنال ميزان شعاع الكتروني را تعيين مي كند و باعث مي شود كه شعاع الكتروني در حين جاروب نقاط صفحه لامپ تصوير ، روشنايي هاييمتناسب با تصوير را ايجاد كند . يك پتانسيومتر هم در مدار كاتد لامپ تصوير قرار مي گيرد كه بنام برايتنس ( Brightness control ) معروف است و ميزان روشنايي متوسط تصوير را قابل تغيير مي سازد اين پتانسيو متر و پتانسيومتر كنتراست و همچنين ولوم صدا جزو كنترل هاي تماشاچي بوده و در جلو كابينت تلويزيون نصب مي شوند/ در قسمت هاي قبل گفته شد كه علاوه بر سيگنال صوت و تصوير ، پالسهاي ديگري روي موج حامل سوار مي شوند كه با حذف هر كدام از آن ها يا ايجاد اختلال دركاركرد آن ها اشكالاتي در كار گيرنده و تصوير و صوت دريافتي ايجاد مي شود . يكي ديگر از اين پالس ها به نام پالس هاي محو كننده افقي و عمودي است . شعاع الكتروني در حال جاروب وقتي به انتهاي يك خط مي رسد قاعدتا بايد به ابتداي خط بعدي منتقل شود يا هنگامي كه صفحه از بالا تا پايين جاروب شد بايد خيلي سريع به بالاي صفحه برگردد و اولين خط را از سمت چپ جاروب كند كه همين برگشت شعاع الكتروني اگر در روي صفحه لامپ تصوير اثرش مشخص شود باعث اختلال در تصوير مي شود.
براي حذف اين خطوط برگشتي هم پالس هايي از فرستنده ارسال مي شود. مقدار ولت رساني به لامپ تصوير و همچنين سيگنال مركب تصوير كه شامل سيگنال تصوير و پالس هاي محو كننده افقي و عمودي و پالس هاي همزماني است طوري محاسبه مي شود كه به ازاي پالس هاي محو كننده كه در سيگنال مركب تصوير موجودند لامپ به حالت قطع افتد تا اثر برگشت شعاع الكتروني روي تصوير مشاهده نشود ولي چون مقدار ولت رساني به لامپ تصوير توسط پتانسيومتر برايتنس هم قابل تغيير است در مواقعي كه روشنايي صفحه زياد است امكان دارد كه پالس هاي محو كننده قادر به محو كامل شعاع برگشت نباشد . به همين دليل معمولا از طبقات خروجي افقي و عمودي پالس هايي بنام پالس هاي محو كننده افقي و عمودي به كاتد يا شبكه لامپ تصوير اعمال مي شود تا قطع شعاع الكتروني رادر زمان برگشت تضمين كند.

طبقات IF و تقويت صوت Sound If & Amplifier
طبقه IF صوت د رتلويزيون معمولا از دو يا سه طبقه تقويت تشكيل شده كه پس از تقويت لازم سيگنال IF صوت را به آشكار ساز FM تحويل مي دهد.
اين سيگنال صوت آشكار شده سپس از طريق ولوم صدا به طبقات تقويت صوت اعمال مي شود ( آمپلي فاير صوتي ) كه پس از تقويت لازم به بلندگوي دستگاه اعمال مي گردد .
طبقه همزماني sync . section
وظيفه اين طبقه برقراري همزماني لازم بين نوسان ساز هاي جاروب فرستنده و گيرنده است كه اين عمل را به كمك پالس هاي همزماني افقي و عمودي كه در سيگنال مركب تصوير موجود است انجام مي دهد . به اين ترتيب كه پس از دريافت سيگنال مركب تصوير ، پالس هاي همزماني را جدا مي كند و به دو مدار بنام هاي مشتق گير و انتگرال گير اعمال مي كند.مدار انتگرال گير فركانس HZ 50عمودي و مشتق گير فركانس HZ 15625 افقي را از خود عبور مي دهند كه پالس هاي عمودي مستقيما به نوسان ساز عمودي دستگاه اعمالمي
شود وي پالس هاي افقي چون داراي فركانس زياد هستند ممكن است نويز همراه داشته باشند مستقيما اعمال نمي شوند . در اينجا از يك مدار كنترل خودكار فركانس يا AFC ( Automatic Frequency ) استفاده مي شود كه اين مدار داراي دو ورودي است . يكي پالس هاي همزماني و ديگري موجي كه از خروجي مدار افقي تلويزيون يا ( خروجي بخش هوريزانتال ) دريافت مي كند . مدار AFC اين دو موج را با هم مقايسه مي كند و در صورت عدم همزماني ولتاژ تصحيحي ايجاد مي كند كه به نوسان ساز افقي تلويزيون اعمال مي شودتا بتواند خودش را با فرستنده همزمان كند.